The language of game

خرید بک لینک
از يك رابطه ي مبتني بر منافع بيرون آمده بود. البته منافع همه جا اصلي ترين عوامل داستان هستند. اما رابطه اي كه اين بابا از آن بيرون آمده بود بر اساس منافعي حقير و كف بازاري پيش رفته بود. بنده ي خدا با اينكه بفهمي نفهمي دستش آمده بود درگير چه ارزشهاي بي ارزشي بوده و به چه امتيازهاي بي فايده اي بازي را واگذار كرده بوده، همچنان خلاص نشده بود. در ناخودآگاه يا جايي همان جاها بنده ي ارزشهايي شده بود كه در كلام به آنها معترض بود.

روش كنترل بعضي از آدمها تحقير كردن آنهاست، بندگان خدا وقتي تحقير مي شوند به قدرت ارباب خودشان ايمان مي آورند و در بندگي اين ارباب ضرورت اجتناب ناپذيري احساس مي كنند.

مي خواستم بازي كنم، بازي عشقي. مي خواستم داستان كوچك فوق العاده اي از رابطه بسازم. اين بازي از علاقمندي هاي من است.

اما قاعده تحقير در بازي براي پيشبرد و برد خيلي زننده نيست؟ به قول زبان پهلواني بردن به چه قيمتي؟ غير از اين، مسئله بردن و باختن نبود. مسئله داستان زيباي كوتاه يا بلندي بود كه من به غير از آن عمر را براي چيز ديگري تلف نمي كنم.

بشین پاشو...

ما را در سایت بشین پاشو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 0:51

صفحه بندی